شیرین مامان در 13 ماهگی
الهی من فدای اون دختر نازم بشم وقتی مامان از سرکار میاد به محض اینکه منو می بینی می دویی به سمتم و می پری تو بغلم. نمی دونی چقدر خودتو لوس می کنی. منم محکم بغلت می کنم و یه عالمه بوست می کنم. دیروز من رفتم دندانپزشکی و ساعت 6 رسیدم خونی. فکر کنم یک ربع تو بغلم بودی. من دراز کشیده بودم و لبام رو صورتت و فقط می بوسیدیمت. تکون نمی خوردی سفت منو چسبیده بودی. نمی دونی چه حالی کردم. مامانی خیلی دوست داره. تو این دنیا تا حالا فقط منو بوسیدی و عکس تسنیم رو.بعضی اوقات هم عروسک حسین رو. عزیز دوردونه مامان وقتی میای تو بغلم انگار دنیا رو بهم می دن. خیلی دوست دارم. شبها کلی باهات بازی می کنم. صدای خندت تمام خونه رو پر می کنه نازنین من. ...
نویسنده :
neda
14:59











